روشهای فرهنگسازی در طراحی فضا بر مبنای اصول باشلار و آنتونیاس
بازآفرینی فرهنگ از طریق فضای شاعرانه: روشهای فرهنگسازی در طراحی فضا بر مبنای آرای باشلار و آنتونیاس
محقق: تقی سعیدی انجیله، کارشناس ارشد طراحی شهری
تاریخ: تیر 1405
چکیده
این مقاله با بهرهگیری از دو اثر بنیادین در حوزهٔ پدیدارشناسی فضا و معماری — بوطیقای فضا (گاستون باشلار) و آفرینش در معماری (آنتونی سی آنتونیاس) — به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه میتوان از طریق طراحی فضا، فرهنگسازی کرد. فرضیهٔ اصلی آن است که فضا صرفاً بستر رخدادهای فرهنگی نیست، بلکه خود عاملی فعال در شکلدهی، انتقال و تثبیت ارزشهای فرهنگی به شمار میرود. مقاله با تلفیق نظریهٔ تخیل فضایی باشلار و رویکرد آفرینشگرای آنتونیاس، چهارچوبی عملیاتی برای طراحی فضاهای فرهنگساز ارائه میدهد.
کلیدواژگان: فرهنگسازی، طراحی فضا، پدیدارشناسی، بوطیقای فضا، آفرینش در معماری، تخیل فضایی
1. مقدمه
فرهنگ بهعنوان شبکهای از معانی، باورها و رفتارهای مشترک، همواره در بستری مادی و فضایی تجسم مییابد. اما پرسش اساسی آن است که آیا معمار و طراح شهری میتواند عامدانه فضایی را خلق کند که نه فقط بازتابدهندهٔ فرهنگ موجود، بلکه آفرینندهٔ ارزشهای فرهنگی نوین باشد؟
باشلار در بوطیقای فضا نشان میدهد که تجربهٔ فضایی ریشه در ناخودآگاه و خاطرات جمعی دارد. آنتونیاس نیز در آفرینش در معماری تأکید میکند که معماری کنشی وجودی و خلاقانه است. ترکیب این دو دیدگاه، راهگشای روشی برای فرهنگسازی از مسیر طراحی فضا خواهد بود.
2. مبانی نظری: از تخیل فضایی تا آفرینش فرهنگی
2.1. فضای شاعرانه به مثابه ظرف فرهنگ (باشلار)
باشلار فضا را به دو دسته تقسیم میکند: فضای هندسی (عینی، قابل اندازهگیری) و فضای شاعرانه (زیسته، خیالانگیز). از نظر او، فرهنگ در فضای شاعرانه ریشه دارد زیرا:
- خاطرات جمعی در دل فضاهای صمیمی (خانه، محله، میدان) ذخیره میشوند
- تخیل، فرهنگ را بازتولید و بازآفرینی میکند
- اشیای ساده (پنجره، در، پله) نمادهایی فرهنگیاند که روایتهای مشترک را حمل میکنند
نتیجه برای فرهنگسازی: اگر بخواهیم فرهنگی را نهادینه کنیم، باید نخست فضایی شاعرانه خلق کنیم که تخیل جمعی را برانگیزد و خاطرات تازهای در آن رقم بخورد.
2.2. آفرینش به مثابه کنش فرهنگی (آنتونیاس)
آنتونیاس طراحی معماری را نه یک فرایند فنی، بلکه آفرینش معنا توصیف میکند. او معتقد است هر بار که فضایی طراحی میشود، نوعی از بودن در جهان نیز پیشنهاد میگردد. از این رو:
- هر طرح معماری، گزارهای فرهنگی است
- حواس چندگانه (لامسه، بویایی، شنوایی) در دریافت این گزاره نقش دارند
- زمان و روایت، ساختار تجربهٔ فضایی را میسازند
نتیجه برای فرهنگسازی: طراح میتواند از طریق نظامهای حسی و روایی فضا، ارزشهای فرهنگی خاصی را به مخاطب القا کند، نه صرفاً آموزش دهد.
3. روشهای فرهنگسازی از طریق طراحی فضا
با تلفیق آرای باشلار و آنتونیاس، پنج روش عملیاتی برای فرهنگسازی از طریق طراحی فضا قابل استخراج است:
3.1. روش نخست: خلق «خانههای جمعی» نوین
بر اساس: مفهوم خانه به مثابه اولین جهان (باشلار)
باشلار خانه را نخستین جهانانگاری انسان میداند. اگر فرهنگسازی در مقیاس شهری مد نظر باشد، طراحی فضاهایی که حس تعلق، امنیت و صمیمیت «خانه» را در مقیاس جمعی بازتولید کنند، زمینهساز پیوند عاطفی شهروندان با آن فرهنگ خواهد بود.
مثال عملی: طراحی میدانها، گذرها و محلههایی با مقیاس انسانی، مصالح بومی، نورپردازی گرم و نقاط دنج برای مکث — شبیه به آنچه در بازارهای سنتی ایران دیده میشود.
3.2. روش دوم: فعالسازی تخیل از طریق نمادپردازی فضایی
بر اساس: نقش تخیل در بازآفرینی معنا (باشلار) و روایتپردازی فضایی (آنتونیاس)
فرهنگ زمانی درونی میشود که تخیل مخاطب درگیر شود. طراحی فضاهای نمادین که روایتهای کهن یا آرمانی را تداعی میکنند، تخیل جمعی را فعال میسازد.
مثال عملی: استفاده از نشانههای بصری، بافتهای حسی، عناصر آب و گیاه و فضاهای روایی (مسیرهای دارای توالی مکانی-زمانی) که مخاطب را به سفری نمادین دعوت میکنند.
3.3. روش سوم: طراحی مبتنی بر حواس چندگانه
بر اساس: نقش ادراک حسی در آفرینش معماری (آنتونیاس)
فرهنگسازی تنها از مسیر بینایی و آموزش مستقیم مؤثر نیست. فضایی که از طریق بو، صدا، بافت و دما بر مخاطب تأثیر میگذارد، پیام فرهنگی را در لایهای عمیقتر از آگاهی نفوذ میدهد.
مثال عملی: طراحی فضاهایی با مصالحی که حس اصالت و طبیعت را منتقل میکنند (سنگ، خشت، چوب)، بهکارگیری آواهای طبیعی (آب، باد) و ایجاد تضاد حسی برای برانگیختن توجه.
3.4. روش چهارم: خلق فضاهای آیینی-تکراری
بر اساس: پیوند فضا، زمان و خاطره (هر دو)
فرهنگ در بستر تکرار و آیین تثبیت میشود. فضایی که امکان برگزاری آیینهای جمعی (جشن، سوگواری، گردهمایی) را فراهم کند و خود نیز به بخشی از آن آیین تبدیل شود، به تدریج به نماد فرهنگی بدل میگردد.
مثال عملی: طراحی فضاهای انعطافپذیر شهری که قابلیت تغییر کاربری برای مناسبتهای فرهنگی را دارند و در عین حال، عناصر ثابت آن (سکو، آبنما، محور دید) به نقطهای برای تداوم خاطره جمعی تبدیل میشوند.
3.5. روش پنجم: طراحی مشارکتی و بازتولید خاطره
بر اساس: فضای صمیمی و خاطرهانگیز (باشلار)
فرهنگ زمانی زنده میماند که مردم در بازتولید آن سهیم باشند. طراحی فضاهایی که امکان مداخله و تغییر توسط کاربران را میدهند، حس مالکیت جمعی بر فضا و در نتیجه بر فرهنگ را تقویت میکنند.
مثال عملی: فضاهای شهری با المانهای قابل تغییر (نیمکتهای مدولار، دیوارهای تعاملی، بسترهای رویدادساز)، باغچههای اجتماعی و فضاهای خلقشده توسط ساکنان محلی.
4. بحث: فرهنگسازی از نرمافزار تا سختافزار
یکی از یافتههای کلیدی این پژوهش آن است که فرهنگسازی از طریق فضا زمانی موفق است که میان سختافزار فضا (کالبد، مصالح، هندسه) و نرمافزار فضا (معنا، خاطره، تخیل) پیوندی دیالکتیکی برقرار شود. باشلار به ما یاد میدهد که هر فضایی پیش از هر چیز، تخیل برانگیز است. آنتونیاس تأکید میکند که این تخیلانگیزی باید در فرایند طراحی هوشمندانه هدایت شود.
بنابراین، فرهنگسازی از مسیر طراحی فضا، نه یک مهندسی فرهنگی از بالا، که آمادهسازی زمینهای برای بروز و تثبیت معانی تازه از طریق تجربهٔ زیستهٔ روزمره است. طراح فضایی را پیشنهاد میدهد، اما این شهروندان هستند که آن را با خاطرات و کنشهای خود فرهنگ میسازند.
5. نتیجهگیری
این مقاله با تکیه بر آرای باشلار و آنتونیاس نشان داد که:
- فضا عامل فعال فرهنگسازی است، نه بستری منفعل.
- تخیل و خاطره دو کلید اصلی برای پیوند فضا و فرهنگ به شمار میروند.
- طراحی فضا برای فرهنگسازی نیازمند رویکردی پدیدارشناختی و حسی است، نه صرفاً فرمالیستی.
- روشهای پنجگانهٔ پیشنهادی (خانههای جمعی، نمادپردازی، طراحی حسی، فضاهای آیینی و طراحی مشارکتی) میتوانند بهعنوان چارچوبی عملیاتی برای طراحان شهری و معماران عمل کنند.
در جهان معاصر که بحران معنا و گسست فرهنگی چالشهای جدی ایجاد کرده، بازگشت به بوطیقای فضا و آفرینش معماری میتواند راهی برای بازآفرینی فرهنگ از دل تجربهٔ زیستهٔ روزمره باشد.
منابع
- باشلار، گاستون. بوطیقای فضا. ترجمهٔ مریم کمالی. تهران: نشر هرمس.
- آنتونیاس، آنتونی سی. آفرینش در معماری. تهران: دانشگاه تهران.
تقی سعیدی انجیله
کارشناس ارشد طراحی شهری
تیر 1405